0°C ابری
اوقات شرعی
  • پنج شنبه،24 آبان 1397
  • ورود
 
       
      •  
        منبع خبر :
        تعداد بازدید: 29
        کد: 138784
        تاریخ انتشار:
        ۱۳۹۴/۰۵/۲۹
        رضا و محمد ذوالفقاریان پدر و پسر رزمی‌کاری هستند که این‌روزها در پارکینگ منزل سخت مشغول تمرین‌اند

        به جای پارک، به پارکینگ می‌رویم! (محله الهیه)

        پدر که روزگاری ورزشکاری موفق در عرصه کیوکوشین کاراته بوده با راهنمایی‌های خود پسر را در رشته تکواندو ثبت نام می‌کند و حالا حریف تمرینی وی شده است. محمد می‌گوید همه با پدرهایشان به پارک می‌روند، اما من و پدرم به پارکینگ خانه می‌رویم و با هم تمرین می‌کنیم.
        به جای پارک، به پارکینگ می‌رویم!
         
        به گزارش روابط عمومی منطقه دوازده به نقل از شهرآرا محله : مشوق؛ همواره یکی از عوامل اصلی موفقیت و یکی از سوال‌های اصلی ما در مصاحبه با ورزشکاران است. «رضا ذوالفقاریان»؛ پاسخ محمدذوالفقاریان، ورزشکار جوان استان، به این سوال ما بود. پدر که روزگاری ورزشکاری موفق در عرصه کیوکوشین کاراته بوده با راهنمایی‌های خود پسر را در رشته تکواندو ثبت نام می‌کند و حالا حریف تمرینی وی شده است. محمد می‌گوید همه با پدرهایشان به پارک می‌روند، اما من و پدرم به پارکینگ خانه می‌رویم و با هم تمرین می‌کنیم. محمد ذوالفقاریان تحت حمایت‌های همه جانبه پدر در مدتی کوتاه موفق به کسب چند مقام ورزشی باشگاهی، شهری و استانی شده است.
        کسی نبود راه و چاه را نشانم دهد
        رضا ذوالفقاریان 25سال قبل ورزش‌ حرفه‌ای را به صورت کاملاً تصادفی با کیوکشین (سبکی از کاراته) شروع کرد. او زمانی متوجه شد که در این ورزش نمی‌تواند موفقیت چندانی کسب کند که دیگر دیر شده بود.
        «از بچگی به ورزش‌های توپی به ویژه فوتبال علاقه چندانی نداشتم و با وجود آنکه چند تیم ورزشی در محله و مدرسه‌مان وجود داشت، عضو هیچ تیمی نشدم. من دنبال یک ورزش با ویژگی‌های خاص و نو بودم. در آن زمان ورزش‌های رزمی عمومیت چندانی نداشت و به تازگی مد شده بود. یک روز که به همراه یکی از دوستان به مدرسه می‌رفتیم، تابلو سردر یکی از باشگاه‌ها توجهم را جلب‌کرد، وارد باشگاه شدم، چند دقیقه‌ای به تمرینات شاگردان نگاه و بلافاصله ثبت نام کردم. کمی تکواندو و چند هفته‌ای هم کنگفو کار کردم تا اینکه تصمیم گرفتم کیوکوشین را به صورت حرفه‌ای ادامه دهم. راستش آن زمان کسی را نداشتم که راه وچاه را نشانم دهد. به همین خاطر به صورت تصادفی کیوکوشین را ادامه دادم و تا مسابقات استانی هم پیش رفتم، اما با توجه به آنکه کیوکوشین در مسابقات جهانی و المپیک جایگاهی ندارد توجه چندانی هم به آن نمی‌شود. به همین خاطر ما هیچ حمایتی در استان نداشتیم و بعد از مدتی بی‌انگیزه شده و آن را رها کردیم. شاید اگر کسی در آن زمان به من می‌گفت وارد رشته دیگری شوم الان موفق‌تر بودم.»
        مقام سوم در مسابقات باشگاهی مشهد
        رضا ذوالفقاریان بعد از چند ماه تمرین سنگین و حرفه‌ای در اولین مسابقه باشگاهی خود حاضر می‌شود اما نبود هماهنگی و نظارت کافی موجب می‌شود وی از دور مسابقات حذف شود.  
        «بعد از هشت ماه تمرین، در اولین مسابقات باشگاهی که در سالن کارگران مشهد برگزار شد شرکت کردم. در مسابقات توجه چندانی به رعایت قوانین و مقررات ورزشی نمی‌شد و همین بی‌نظمی و نبود نظارت باعث حق خوری‌های بسیاری از بازیکنان از جمله خود من شد. وقتی من با کمربند آبی بر روی تاتامی (تشک ورزشی) قرار گرفتم، دیدم حریفم کمربند مشکی دارد. بازی به نفع رقیب تمام شد. به این ترتیب با تمام آمادگی که داشتم در اولین مسابقه رسمی نتوانستم مقامی کسب کنم. اما چند ماه بعد مقام سوم را در مسابقات باشگاهی مشهد که در سالن مهران برگزار می شد به دست آوردم. در این مسابقات باز هم در مقابل فردی با رتبه بالاتر قرار گرفتم، اما این‌بار با تلاش زیاد او را شکست دادم و رتبه سوم مسابقات رشته کیوکشین مشهد را کسب کردم.»
        خشن‌ترین مسابقه
        ذوالفقاریان بعد از کسب مقام سوم باشگاه‌های مشهد به دلیل استفاده از فنی ویژه مورد توجه مسئولان قرار می‌گیرد و برای مسابقات انتخابی ژاپن نامزد می‌شود.
        «مسابقات انتخابی در شهر اصفهان برگزار می‌شد و یکی از خشن‌ترین مسابقاتی بود که من تا آن زمان دیده بودم. زمانی که وارد محل برگزاری مسابقات شدم، دیدم در کنار هر تاتامی یک برانکار، پرستار و لوازم پزشکی‌ قرار دارد و بعد از پایان هر مسابقه یک نفر را با برانکار بیرون می‌آورند! با دیدن این صحنه‌ها فقط دعا می‌کردم با پای خودم از تاتامی خارج شوم. بعد از چند مسابقه پیاپی به مرحله فینال رسیدم و خداروشکر هنوز سالم بودم. مسابقه فینال شروع شد و حریف من از هر فنی برای برنده شدن استفاده می‌کرد و سرانجام با زدن یک ضربه محکم به پا، من را به زمین زد. در آن مسابقه مصدوم شدم اما با پای خودم زمین را ترک کردم. بعد از این مسابقه برای مدت 3تا 4ماه با عصا راه می‌رفتم، اما هیچکدام از مسئولان کیوکوشین استان نه تنها از لحاظ مادی حمایتی نکردند که حتی به عیادتم هم نیامدند. بی‌اعتنایی مسئولان ورزشی نسبت به ورزش کیوکشین، سبب شد ورزش قهرمانی را کنار بگذارم.»
        مادرم بهترین مشوق من بود!
        خشن به نظر رسیدن ورزش‌های رزمی ممکن است موجب شود برخی از مادران از حضور جگرگوشه‌شان در این رشته‌ها جلوگیری کنند. اما مادر رضا ذوالفقاریان نه تنها مانع وی نمی‌شد که بهترین مشوق وی بود.
        «مادرم بهترین مشوق و حامی من در ورزش بود. حتی وقتی در اثر تمرین و مسابقه دچارخستگی و آسیب‌دیدگی می‌شدم و پدرم مانع رفتن من به باشگاه می‌شد، مادرم چون می‌دانست که من به این ورزش علاقه دارم من را تشویق و راهنمایی می‌کرد.»
        مربی و حریف تمرینی پسرم هستم
        رضا ذوالفقاریان بعد از کنار گذاشتن ورزش قهرمانی، این روزها را با ورزش کردن کنار پسر می‌گذراند. او تصمیم گرفته حامی و مشوق پسرش باشد.
        «از وقتی ورزش قهرمانی را کنار گذاشتم شروع به تمرین با پسرم کردم. بعد از آنکه پسرم از باشگاه به خانه برمی‌گردد، با او درباره فنونی که آموخته است صحبت می‌کنم و بعد از آن در پارکینگ خانه به تمرین عملی فنون می‌پردازیم. گاهی این تمرینات تا6ساعت ادامه پیدا می‌کند. در حین تمرین من اشکالات و نواقص کار را برای پسرم توضیح می‌دهم. من تجربه‌های زیادی در ورزش آموختم و حالا آماده‌ام که تمام آن‌ها را به پسرم بیاموزم. امیدوارم او بتواند راه درست را انتخاب کند و در ورزش موفق شود.» 
        انتخاب مسیر ورزشی درست
        ژیمناستیک، پارکور، کیوکوشین، کشتی از جمله رشته‌هایی است که محمد 16 ساله تجربه کرده و در نهایت با هدایت و راهنمایی پدر تکواندو را برگزیده و توانسته در مدت زمان کوتاه موفقیت‌های زیادی در آن کسب کند.  
        «چند سال قبل ورزش کردن را با ژیمناستیک شروع کردم اما چندان موفق نبودم و بعد از دوسال به باشگاه کشتی رفتم. در کشتی و کیوکوشین هم نتوانستم آن طور که باید موفق باشم. مدتی هم با دوستانم در پارک پارکور کار می‌کردیم، تا اینکه یک روز پدرم به سراغ من آمد و بعد از چند ساعت گفتگو سرانجام ورزش مورد علاقه و متناسب با ویژگی‌های جسمی خودم را پیدا کردم. تکواندو ورزشی بود که تصمیم گرفتم به صورت حرفه‌ای دنبال کنم. در مدت کوتاهی که وارد این رشته شدم توانستم مقام دوم باشگاه‌های مشهد و مقام سوم استان را به دست آوردم. من این موفقیت‌ها را پس از آموزش‌های مربیان دلسوزم، مدیون هدایت و راهنمایی پدرم هستم. او از هر لحاظ من را حمایت کرده است و برای من یک رفیق خوب بوده است. امیدوارم در آینده بتوانم با کسب مدال‌های بیشتر زحمات او را جبران کنم. 
         

         

        تعداد بازدید: 29
        ارزیابی
        ارزیابی این مورد:
        0 0
        آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر